رمان در دل تاریکی/جوزف کنراد

دل تاریکی
نام رمانی از جوزف کنراد  است این رمان نیز مانند دیگر آثار جوزف کنراد ، بیان آگاهی عمیق و معنوی همراه با تکنیک‌های ماهرانه داستان‌نویسی است و دربرگیرندهٔ ابعاد مختلف جامعه انسانی می‌باشند. زمانی که او این رمان را می نویسد شرکت های بزرگ استعمار گرد در کشور های آفریقایی به بهانه تمدن نفوذ کرده بودند . داستان در باره ملوانی به نام مارلو است که از زمان کودکی مجذوب رودی بزرگ است که در منطقه‌ای کاوش نشده در آفریقاجاری است، مارلو از طرف شرکتی مسئول  کشتی مخصوص حمل عاج می شود. مارلو، پس از سفری سخت که بسیار زیرکانه وصف می شود ، در انتها موفق می‌شود که در عمق منطقه به کمپ شرکت برسد. زمانی که او به مقصد می رسد همه چیز در هم و بر هم است و مردم شهر در انفعالی وحشت گون به سر می برند.  مارلو دنبال مستر کورتس می رود ( نماینده شرکت ) ، و پس از جستجوهای بسیاربه اعماق جنگل‌های وحشی می رود و در آنجا کورتس را در حالتی که به الهه و خدای قبایل وحشی بدل شده می‌یابد.
کورتس سفر خود را به خاطر دعوت وحشیان به مسیحیت  آغاز کرده بود، اما با گذشت زمان به یک الهه مقدس  و رئیس رقصندگان و قربانی کنندگان قبایل وحشی تبدیل شد که حاضر نبودند خدای سفید پوست خود را از دست بدهند. مارلو می کوشد او را راضی کند تا با او بیاید، اما او دیگر حاضر نیست که آنجا را ترک کند. مارلو او را به به زور می برد اما در کشتی ، کورتس می میرد. انتهای  داستان با رقص زنی عریان از قبایل و یافتن بسته نامه‌ای متعلق به نامزد کورتس از سوی مارلو، خواننده را درگیر تردیدهای عظیم می‌کند. مارلو می رود که آنها را به آن زن برساند، اما... 
این رمان از رمان های درخشان و زیبای جهان است که در ایران به برگردان صالح حسینی با همکاری نشر نیلوفر چاپ شده است که از معروف ترین ترجمه های وی است .
/ 0 نظر / 6 بازدید