درباره کارور و چخوف

کارور و چخوف
شاید شبیه ترین کس به ریموند کارور از نظر اندیشه و سلوک روحی, شیوه ی زندگی, آفرینش هنری و حتی مرگ آنتوان چخوف باشد.اگر پدربزرگ چخوف رعیت بود و پدرش صاحب یک خواربار فروشی ورشکسته, کارور نیز فرزند خانواده ای فقیر و تهی دست بود.
بی شک برجسته ترین ستایش کارور از چخوف در داستانی به نامِ پیغام جلوه گر شده است؛ یکی از آخرین داستان های کارور که برنده‌ی جایزه ای هم شد.داستان با شرحی هنرمندانه از واپسین ماه های عمر چخوف اغاز می‌شود و با توصیف دقایق پایانی زندگی او خاتمه می‌یابد؛ زمانی که چخوف لیوانی شامپانی می‌نوشد و بعد برای همیشه در بادبان وایلر, شهری دارای چشمه های آبمعدنی در منطقه‌ی غربی جنگل سیاه, می‌آرامد.
این داستان در اول ژوئن 1987 در نیویورکر منتشر شد و در بهار سال بعد جایزه‌ی اّ.هنری را ازان خود کرد.و به دنبال آن, در مجموعه‌ی "بهترین داستان های کوتاه آمریکا" در سال 1988 بار دیگر به چاپ رسید... به نقل از ویلیام.ل.استول چاپ شده در کتاب فاصله 
پ.ن: کتاب فاصله شامل 12 داستان کوتاه از ریموند کارور و مقالاتی است که در خصوص ریموند کارور و آثارش نوشته شده‌اند. کتاب فوق توسط مصطفی مستور ترجمه شده و نشر مرکز آن را چاپ کرده است.
/ 0 نظر / 5 بازدید